How SUTA was formed

How Sharif University of Technology (SUTA) was formed

چگونه انجمن دانشگاه صنعتی شریف  SUTA  بوجود آمد

دکتر محمد رضا امین سومین رئیس دانشگاه صنعتی آریامهر،  شریف کنونی،  که پس از ریاست دانشگاه،  مقام ریاست صنایع فولاد ایران را به عهده داشتند و پس از انقلاب نیز در بانک جهانی در واشنگتن به کارادامه دادند،  در اواخر تابستان سال 1999  در یک مکالمه تلفنی بمن گفتند که در نظر دارند جلسه ای از مدیران سابق صنایع فولاد ایران که تعدادی از آنان از کادر آموزشی دانشگاه صنعتی آریامهر بودند،  در لندن برگزار کند.   دکتر امین خواست که منهم در آن جلسه شرکت کنم.

من از دکتر امین پرسیدم که چند نفر در این جلسه شرکت خواهند کرد و دکتر امین پاسخ داد در حدود 18 نفر.   من به دکتر امین گفتم که ما اکنون شاید چند هزار فارغ التحصیل دانشگاه آریامهر در خارج از کشور داریم و تعداد زیادی از افراد کادر آموزشی سابق دانشگاه هم در فاصله  بین سن دیگو تا سانفرانسیسکو زندگی میکنند.   ما باید اینها را جمع کنیم ومن در واقع در صدد چنین کاری هستم.   یادش بخیر،  دکتر امین با همان لهجه خاص خودش گفت:  ”میدانی که من اهل این کار نیستم ولی اگر تو موفق به اینکار بشوی از آن حمایت میکنم و قول میدهم در آن به تو کمک کنم.”

بدنبال این صحبت من ابتدا شروع به برقراری ارتباط مجدد با استادان کردم.   رابطه من با استادان خیلی قوی بود،  چون ما  در دانشگاه کمیته ای تشکیل داده بودیم بنام “کمیته رفاه” که در حقیقت نخستین انجمن صنفی استادان دانشگاههای ایران بود و من چند سال رئیس این کمیته بودم و از اینرو تقریبا همه کادر آموزشی و  اداری دانشگاه مرا میشناختند و بعد از آمدن به آمریکا نیز تماس خود را با بسیاری از آنان حفظ کرده بودم.   به کمک سایر همکاران دانشگاهی در مدت کوتاهی تلفن تقریبا همه استادان را بدست آوردم.   کار مشکل پیدا کردن فارغ التحصیلان بود. نظر به اینکه پیدا کردن آنها از طریق استادان زیاد موفقیت آمیز نبود،  یک آگهی کوتاه تهیه کردم که در آن پس از معرفی خودم نوشتم که قصد تشکیل یک گردهمائی از دانشگاه صنعتی آریامهر را دارم و از فارغ التحصیلان خواستم در صورت تمایل با من تماس بگیرند.

برای پخش اطلاعیه،  از انجمن فارغ التحصیلان دبیرستان البرز و چندین انجمن حرفه ای ایرانی در کالیفرنیا و تکزاس خواهش کردم که اطلاعیه را در لیست اعضای خود پخش  کنند.  آنها هم  قبول کردند و اینکار را انجام دادند. پخش اطلاعیه بخصوص از طرف البرزی ها بسیار موفقیت آمیز بود زیرا بسیاری از دانشجویان دوره های اول دانشگاه فارغ التحصیل دبیرستان البرز بودند.  

در آنزمان کامپیوتر تازه براه افتاده بود واز فیس بوک و لینکدین هم هنوز خبری نبود. تماس از راه اینترنت بمراتب  آسانتر بود تا استفاده از تلفن و نامه ولی  مشکلی که با آن مواجه شدم این بود که در حالیکه بسیاری از فارغ التحصیلان دارای ایمیل شده بودند،  اکثر استادان هنوز ایمیل نداشتند و راهی که من پیدا کرده بودم این بود که  به استادانی که ایمیل نداشتند میگفتم از بچه هایشان سئوال کنند و آنها حتما ایمیل دارند. که معمولا چنین بود و از آنها میخواستم که  آدرس  ایمیل   بچه ها را بمن بدهند تا اطلاعیه ها را برایشان بفرستم.   پس از مدتی آنها خودشان هم صاحب ایمیل میشدند. 

اکثرپاسخ هائی که دریافت کردم مثبت و تشویق کننده بود،  ولی پاسخ منفی هم دریافت کردم.  در آنزمان تشکیل یک گردهمائی بزرگ دانشگاهی کار بیسابقه ای  بود و برای بسیاری سئوال برانگیز شده بود.   عده ای هم که در همه مورد به تئوری توطئه اعتقاد دارند بلافاصله مشکوک شدند و مثلا نوشتند که “آیا جمهوری اسلامی در صدد شناسائی دانشجویان برآمده است؟” و یا “آیا مسئولیتی از طرف سیا بعهده گرفته اید؟”  من که میدانستم بسیاری از دانشجویان قدیمی با نظریات سیاسی من آشنا هستند به این حرفها توجهی نکردم.   یک نفر هم که در دانشگاه مریلند تحصیل میکرد صادقانه نوشت که: ” در این چند سال چندین نفر سعی کردند یک گردهمائی از فارغ التحصیلان تشکیل دهند ولی هیچگاه موفق نشدند، شما چه خاصیتی در خود میبینید که فکر میکنید میتوانید این کار را انجام دهید.”  به ایشان جواب دادم:  ”من امتیاز خاصی ندارم. ولی چون در تشکیلات دانشجوئی شرکت داشته ام و  بعنوان معاون آموزشی و دانشجوئی دانشگاه با بسیاری از استادان ، دانشجویان و روسای دانشگاه و کادر اداری در تماس بوده ام،  فکر میکنم اگر همه ما دست به دست هم بدهیم اینکار انجام شدنی است.”

طبق عادت،  من در اطلاعیه نوشته بودم گردهمائی دانشگاه صنعتی آریامهر. در اولین پاسخ هائی که رسید، تعدادی  نوشته بودند که ما فارغ التحصیل دانشگاه  شریف هستیم پس تکلیف ما چه  میشود و آیا ما نمیتوانیم در این گردهمائی شرکت کنیم؟ من یکباره متوجه اشتباه خود شدم  که دانشگاه آریامهر تنها هفت دوره فارغ تحصیل بیرون داده و اکنون بیش از 20 سال است که نام دانشگاه تغییر کرده است. بلافاصله به آنها جواب دادم که البته شما میتوانید در این گردهمائی شرکت کنید  و از آن به بعد از نام دانشگاه شریف استفاده کردم و آریامهر را در پرانتز گذاشتم.

در اینجا باید  اضافه کنم که اصولا دانشجویان روی نام دانشگاهی که رفته اند تعصب خاصی دارند.  میدانید که من در سال 2001 بمنظور متشکل ساختن دانشگاههای دیگر به یک گردهمائی همزمان از دانشگاه شیراز و دانشکده فنی دانشگاه تهران در سن دیگو کمک کردم.  نام دانشکده فنی اشکالی نداشت ولی نام دانشگاه شیراز بعد از انقلاب از دانشگاه پهلوی به دانشگاه شیراز تغییر کرده بود.   بنظرم نمیرسید که استفاده از نام دانشگاه شیراز مشکلی بوجود آورد چون نام آن دانشگاه در اصل هم دانشگاه شیراز بود و به مدت چند سالی به دانشگاه پهلوی تغییر پیدا کرده بود.   ازاینرو در اطلاعیه ها از نام دانشگاه شیراز استفاده  کردیم.

برای من جالب بود که در گردهمائی،  یکی از فارغ التحصیلان دانشگاه شیراز که اتفاقا در سن دیگو زندگی میکند و با منهم دوست است و مسئولیت برنامه هنری را بعهده داشت،  وقتی روی صحنه رفت و میکروفون را در دست گرفت اولین حرفی که زد این بود که ما فارغ التحصیلان دانشگاه پهلوی هستیم و از حاضرین خواست به افتخار دانشگاه پهلوی دست محکمی بزنند که البته سخنان او با ابراز احساسات شدید توام شد.

اولین کار تشکیل یک کمیته تدارکات گردهمائی بود بنام ACCR  یا

   Action Committee for Coordinating the Reunion .این کمیته متشکل بود از 16 عضو از کادر آموزشی و 16 تن از فارغ التحصیلان.   درمورد استادان،  چون با طرز تفکر آنان آشنا بودم سعی کردم با گرایشهای مختلف سیاسی و از دانشکده های مختلف باشند تا برچسبی به آن زده نشود.   درمورد فارغ التحصیلان که آشنائی خاصی با آنان نداشتم، تنها معیار انتخاب ،  ارتباط آنان با سایرفارغ التحصیلان بود.  مثلا از خانم دکترلادن بهنیا و حسین نادر بعلت ارتباط با تعداد زیادی از دوره اولی های دانشگاه،  دکتر زاهد شیخ السلام زاده و دکتر شهریار مکاره چی بعلت ارتباط با  دوره ششمی ها  دکتر جلیل کمالی به علت ارتباط با گروهی از فارغ تحصیلان جدید برق دانشگاه،  دکتر بهرخ خوشنویس بعلت ارتباط با دانشجویان دانشگاه  USC  خواهش کردم عضو کمیته باشند.   دکتر فریبا آریا و دکتر گوئل کهن از فارغ التحصیلان دانشکده شیمی بودند که خانم دکتر آریا مدتی رئیس انجمن شیمیست های ایرانی آمریکا بود. دکتر جورا منوچهریان – دوره اول برق- هم مسئولیت براه انداختن وبسایت را بعهده گرفت.   البته چند نفر از این انتخاب ها راضی نبودند ولی در آنزمان واقعا راه دیگری برای انتخاب اعضای کمیته وجود نداشت.   جای تعجب نیست که روسای بعدی انجمن همه اعضای کمیته ACCR  بودند    

 

در مرحله بعد منشی و مسئول مالی انتخاب شدند و من نقش هماهنگ کننده را بعهده گرفتم و یکی از وکلای لوس انجلس بنام دکتر عباس حاجیان قبول کرد که داوطلبانه مشاور حقوقی ما باشد. چون میدانستیم که موفقیت ما بستگی به سرعت عمل و تبلیغات خواهد داشت، هر هفته اطلاعیه هائی از پیشرفت کار پخش میکردیم تا افراد متوجه شوند که موضوع گردهمائی جدی است.

قدم بعد تعیین تاریخ گردهمائی بود.   چون فکر میکردم که دکتر امین هنوز مایل است جلسه لندن خود را در تابستان برگزار کند،  سعی داشتم  گردهمائی زودتر برگزار شود تا برای جلسه دکتر امین مشکلی پیش نیاید. از اینرو پیشنهاد کردم که گردهمائی در ماه جون برگزار شود که  کمیته موافقت کرد. .ولی جلسه مورد نظر دکتر امین دو سال بعد بکمک یکی از همکاران – مهندس کامبیز ثقفی- در شهر دوسلدورف آلمان برگزار شد.

درباره محل گردهمائی همه معتقد بودند که کالیفرنیا مکان مناسبتری است چون فارغ التحصیلان بیشتری در آن زندگی میکنند.  تصور خود من این بود که شهرهای لوس آنجلس یا سن فرانسیسکومحل خوبی برای این گردهمائی هستند. از اینرو جلساتی درلوس آنجلس و برکلی گذاشتیم. ولی از این جلسات نتیجه مطلوب بدست نیامد. دوستان همه از مشکلات برگزاری یک گردهمائی بزرگ صحبت کردند و اینکه وقت برای گرفتن هتل و محل جلسات کم است  و یا قیمت ها در این دو محل بسیار گران است. در این فاصله یکی از همکاران،  دکتر سیاوش وجدانی که در کانادا بود نوشت که:  ”چرا نمی گذاری همان سن دیگو که از جاهای دیگر بهتر است.”   منهم که راه دیگری نداشتم پس از بازگشت به سن دیگو به هتل

 Town & Country Resort که بسیاری از کنفرانس های علمی در آن برگزار میشود رفتم.   هتل برای آخر هفته 23 جون یک رزرواسیون داشت ولی خوشبختانه هنوز قراردادی امضا نشده بود و هتل حاضر شد چنانچه بلافاصله همانجا قرارداد را امضا کنم آنها آنزمان را بما اختصاص دهند. علاوه بر آن حاضر شدند هر اطاق را فقط بقیمت 75 دلار حساب کنند و چنانچه تعهد 120 اطاق را قبول کنیم سالن های کنفرانس را هم مجانی بما بدهند.   منهم در همانجا بلافاصله قرارداد هتل را امضا کردم و از کردیت کارت خودم 3000 دلار بیعانه پرداختم.   این در حالی بود که هنوز  معلوم نبود که آیا این گردهمائی عملی میشود یا خیر و  آیا  چه تعداد در آن شرکت خواهند کرد؟

با مشخص شدن تاریخ و محل،  آگهی ثبت نام گردهمائی را منتشر کردیم.

در آن هنگام ارتباطات ما محدود به خارج از ایران بود درحالیکه هدف ما تشکیل یک گردهمائی جهانی بود.   این کار هنگامی به حقیقت میپیوست که وابستگان به دانشگاه در ایران نیز بما ملحق شوند.   برای جلب توجه آنان و کمک به پخش خبر گردهمائی در ایران،  اعلام کردیم به سه نفر که از ایران تا تاریخ اول ماه می برای گردهمائی ثبت نام کنند از راه قرعه هزینه بلیط مسافرت و هتل پرداخت خواهیم کرد و برای اینکار شروع به جمع آوری کمک مالی کردیم.   این خبر بلافاصله در بین فارغ التحصیلان در ایران پیچید و حدود 150 نفر از ایران برای گردهمائی ثبت نام کردند.

در تمام این مدت من اطلاعات مربوط به گردهمائی را برای استادان و مسئولین دانشگاه صنعتی شریف در ایران میفرستادم و از آنها برای شرکت در گردهمائی دعوت میکردم،  ولی هیچگونه پاسخ و یا عکس العملی دریافت نشده بود.  حتی یکی از استادان قدیمی دانشگاه هم که از او برای شرکت در کمیته برگزاری دعوت کرده بودم معذرت خواست و جواب داد که اینکار برای ایشان امکان پذیر نیست.

وقتی که دیگر گردهمائی قطعی بنظر میرسید و کارها بسرعت در حال پیشرفت بود،  یکروز ایمیلی از طرف دکتر سهراب پور رئیس دانشگاه صنعتی شریف دریافت کردم که در آن ضمن تبریک به چنین اقدامی اعلام کرده بودند که مایلند  با معاون تحقیقاتی خود،  دکتر کرمانشاه،  و مدیر ارتباطات بین المللی دانشگاه دکتر وفائی در این حرکت تاریخی شرکت داشته باشند.   این کار یکباره ماهیت گردهمائی را تغییر داد و آنرا واقعا به یک حرکت تاریخی تبدیل کرد.

من برگزاری گردهمائی را به اطلاع وزارت خارجه آمریکا رسانده بودم و چون در آن زمان در آمریکا دموکراتها حکومت را در دست داشتند و آقای کلینتون رئیس جمهور بود و از طرف دیگر سیاست خارجی ایران تحت تاثیر بحث تمدن های آقای خاتمی قرار داشت،  وزارت خارجه آمریکا موافقت کرد نامه ای در باره گردهمائی به کنسولگری ها بنویسد.   ولی من منتظرنوشتن نامه آنها نشدم و خودم کپی موافقت وزارت خارجه را به همه کنسولگری هائی که شرکت کنندگان قرار بود به آنها مراجعه کنند فرستادم.   چون دانشگاه شریف خواسته بود در صورت امکان برای اخذ ویزا به کنسولگری آمریکا در ژنو مراجعه کنند، نامه جداگانه ای به کنسولگری ژنو نوشتم و وقت ملاقات برای آنها گرفتم و خواهش کردم با رئیس دانشگاه  که برای ویزا مراجعه میکند با احترام رفتار نمایند.

شاید حالا برای شما قابل تصور نباشد ولی من میدانستم چنانچه خیلی زود از تشکیل یک انجمن دانشگاهی صحبت کنیم ممکن است کسانی به مخالفت با آن برخیزند و باعث شک و اختلاف بشود. ازاینرو تنها چندی قبل از گردهمائی موضوع تشکیل انجمن دانشگاه صنعتی شریف را مطرح کردیم و با کمک دکتر حاجیان اصول اساسنامه و هدف این انجمن را تهیه کرده و آنرا برای بحث در برنامه روز آخر گردهمائی قرار دادیم.

در جلسه گردهمائی چند نفر سعی کردند مانع از رای گیری برای تاسیس یک انجمن بشوند ولی با مدیریت قاطع دکتر علی ستاری پور استاد سابق مکانیک دانشگاه که ریاست آخرین جلسه گردهمائی را بعهده داشت،  پیشنهاد تشکیل انجمن دانشگاه صنعتی شریف به رای گذاشته شد و به اتفاق آرا به تصویب رسید.

انجمن دانشگاه صنعتی شریف – سوتا – بعد از گردهمائی در نوامبر 2000 بنام یک انجمن غیر سیاسی،  غیر مذهبی و غیر انتفاعی و شامل مزایای مالیاتی در ایالت کالیفرنیا در آمریکا به ثبت رسید و من از طرف هیئت مدیره بعنوان نخستین رئیس انجمن انتخاب شدم.

 


Comments are closed.